امام زمان
-
تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 9:10
بلتاالبلبالبلب للبییسیسشیلانتا دااات
lمتن ادبی
-
تاریخ: 1395/7/29 ساعت: 4:33
پروردگارامارابه راه راست هدایت کن
خارپشت ها
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 22:11
زمستان بسيار سختي بود. آن قدر سرد بود كه برخي از حيوانات جنگل يخ زده بودند. برخي حيوانات كه گروهي زندگي مي كردند دور هم جمع شده بودند زيرا با اين روش مي توانستند بهتر خود را گرم كنند و خود را از مرگ حتمي نجات دهند. خارپشت ها هم خواستند از اين روش استفاده كنند اما با خارهايشان يكديگر را زخمي مي كردند...
حکایت تخت مرگ بار
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 22:10
چند وقتي بود در بخش مراقبت هاي ويژه يك بيمارستان معروف، بيماران يك تخت بخصوص در حدود ساعت ۱۱ صبح روزهاي يكشنبه جان مي سپردند و اين موضوع ربطي به نوع بيماري و شدت و ضعف مرض آنان نداشت. اين مسئله باعث شگفتي پزشكان آن بخش شده بود به طوري كه بعضي آن را با مسائل ماوراي طبيعي و بعضي ديگر با خرافات و ارواح...
مردن در عین زنده بودن
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 22:09
ادم هـا می آینـدزنـدگی می کننـدمی میـرنـد و می رونـد ..امـا فـاجعـه ی زنـدگی ِ تــوآن هـنگـام آغـاز می شـود کـهآدمی می رود امــا نـمی میـرد!مـی مـــانــدو نبـودنـش در بـودن ِ تـوچنـان تـه نـشیـن می شـودکـه تـــو می میـریدر حالـی کـه زنــده
داستان “دانه ای که سپیدار بود”
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 22:09
دانه کوچک بود و کسی او را نمی دید. سال های سال گذشته بود و او هنوز همان دانه ی کوچک بود. دانه دلش می خواست به چشم بیاید اما نمی دانست چگونه. گاهی سوار باد می شد و از جلوی چشم ها می گذشت. گاهی خودش را روی زمینه ی روشن برگ ها می انداخت و گاهی فریاد می زد و می گفت: من هستم، من این جا هستم. تماشایم کنید...
سلام
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 22:08
زندگی زیباست اگر بگذارند وتماشای توزیباست اگر بگذارند / من از اظهارهای دلم فهمیدمئ عشق هم صاحب فتواست اگربگذارند